X
تبلیغات


عشق بی عشق
بسم رب الحسین

هر گاه درختها تاب قد قامت ندارند. هر گاه بر پیشانی خورشید عرق شرم می نشیند. هر گاه تمام آبهای جهان تشنه می شوند. هر گاه چشمان آسمان سرخ سرخ می شوند. هر گاه همه جا بوی غم و اندوه می گیرد می فهمم که محرم از راه رسیده است. باید دوباره لباس سیاه خود را بپوشم . باید به اصل خویش بازگردم . باید در یک ظهر داغ پا به پاب عطش کودکان بسوزم . باید با ضجه های زینب آتش بگیرم. هفتاد و دو بار حروله کنان باید تمام دلم را فریاد کنم. ای چشمها آماده باشید برای باریدن اشک خون ای دل بسوز از ماجرای قتلگاه . باید اینبار از عاشوراییان رسم پروانه شدن را سر مشق بگیریم. باید باز آرزوی بین الحرمین را در دسته های زنجیر زنی در گوش مولایم زمزمه کنم.
 
نوشته هایم تمام شد اما حرف های دلم نه............عمو جان عباس خوبم........مرا هم فرض کن از فرزندان حسینم. اما قسم به شجاعتت جز قطره ای از حضورت هیچ نمی خواهم . کنارم بمان تا دستان همیشه قدرتمندت پناهم باشد.........
با تشکر از دوست خوبم( ن) که این مطلبو فرستاد . 
+ نوشته شده در سه شنبه 16 آذر1389ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط بهزاد |


 

اصولا دخترهای این زمونه هفت هشت نوع داداش دارند.هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری می خوان...میرن با

داداش شماره ۱:بچه پول دار!ماشین داره!رستوران خوب میرن با هم !اینترنت ۲۴ ساعته مجانی هم به عنوان  اشانتیون بهشون میده!

داداش شماره ۲:یک پسر رومانتیک!خوراک دردل بشینن نصف شبها  با هم دردل کنند و گریه کنن با هم

داداش شماره ۳:بچه خلاف شر چت روم!هر پسری تو اینترنت بخواد اذیتش کنه خان داداش جون حالشو میگیره!

داداش شماره ۴:از نوع هنری!خوراک رفتن با هم به سینما و موزه!و محافل نقد فیلم!بلیط جشنواره فجرشون تضمینه!موهای این مدل داداشترجیحا بلنده!به اضافه ریشهای مدل دار!

داداش شماره ۵:خوش تیپ خوراک اینه که ببره به دوستاش پزش و بده بگه:نگاه کنید ببینید چه داداش جیگری دارم!داداش من خیلی خوش تیپه

داداش شماره ۶:بچه معروف!هر هفته پنج شنبه ها به پارتی دعوتت میکنه!رقصشم خوبه!همه مدله  بلده  برقصه!

داداش شماره ۷:متخصص کامپیوتر!هر وقت کامپیوترت خراب شد داداش جونت میاد برات درستش میکنه!

داداش شماره ۸:بچه مثبته..بچه مودبیه..وقتی می ری باهاش بیرون لپ هاش سرخ میشه..خوراک اینه ببری به مامانت نشون بدی بگی مامان جون این دمست پسر منه!مامانت عاشق اینجور پسراست

      پسر نیستن که اصلا شاخ شمشادند!!!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه 15 آذر1389ساعت 10:15 قبل از ظهر توسط بهزاد |


شرایط ورود زنان به ورزشگا‌ه‌ها اعلام شد!

بر طبق آخرین اخبار منتشر شده شرایط ورود زنان به ورزشگاه‌ها به شرح زیر است:
1- همراه داشتن یک عدد سیبل (ترجیحاً کُلفت و دراز)
2- داشتن یک عدد عینکِ ته استکانی
3- داشتن صورت پر مو
4- داشتن دماغ بزرگ و بد ریخت
همچنین چند مورد دیگر هم وجود دارد که به صورت خصوصی و طی مصاحبه‌ای که قبل از ورود خواهران به ورزشگاه از آنها گرفته می‌شود، به آنها گفته خواهد شد.

+ نوشته شده در یکشنبه 14 آذر1389ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط بهزاد |


خداحــــافظ نگو وقتی                   هنوز در گیــر چشماتم

خداحافــــظ نگو وقتی                   تا هرجا باشی هـمراتم

 

تو اون گرمای خــــــورشیدی           که میری رو به خاموشی

نمــــی دونی چـــقدر سخـــته           شبه ســـرده فرامــــــوشی

شـبی که کـــــوله بــارت رو           میــون گریـــه می بــستی

یه احساسی به من می گفت           هنوزم عاشــــقم هســـــتی

 

خداحـــافظ نگـــو وقتی                هـــنوز در گیـــر چشماتم

خــــداحافــظ نگو وقتی                تـــا هرجــا باشی همراتم

چرا حالــت پریـــشونه                چـــــرا مایوس و دلسردی

خداحــافظ نــگو وقتی                هـــنوزم میشـــــه برگردی

 

تو یــادت رفته اون روزا              یکی تنها کــست میشد

خداحــــافظ که می گفتی            خـــدا دلواپست می شد

+ نوشته شده در یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط بهزاد |


سلام دوستای گلم

این چند روزه ایمیل های زیادی برام اومد هم بد بود هم خوب ولی در کل مرسی از توجه که کردین .

 

یک مطلبی رو دوستی به من ایمیل زده بود که گفته بود  منظور از بی وفایی یا همون نامردی خودمون یعنی چی!؟

 

منم این موضوع با متنی که ارسال کرده بود برام جالب اومدٰ و گفتم که یک چند خطی در موردش صحبت کنم....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 دی1388ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط بهزاد |


سکوت میکنم

نه از آنرو که کلامی نیست در من

نه..

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 4 دی1388ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط بهزاد |


آخر حسین ماتم تو می کشد مرا                      
این غصه محرم تو می کشد مرا           

اینجا مصیبت تو تنزل می کند به دل
ور نه بلای اعظم تو می کشد مرا

گاهی میان روضه رود روح از تنم
یعنی تجلی غم تو می کشد مرا

ای منتقم ندای تو کی می شود بلند
وقتی که خیر مقدم تو می کشد مرا

+ نوشته شده در دوشنبه 30 آذر1388ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط بهزاد |


جدید ترین اس ام اس های روز

http://chobshoor.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 6:31 بعد از ظهر توسط بهزاد |


شست و شوي اموات ،از سال آينده در اصفهان مكانيزه مي شود، کيهان
اصفهان- خبرنگار كيهان
:
با فتواي مراجع ديني براي اولين بار در كشور، شست وشوي و تغسيل اموات در اصفهان به صورت مكانيزه انجام خواهد شد
.
مهندس «محسن رنجبر» مديرعامل آرامستان باغ رضوان شهرداري اصفهان با اعلام اين خبر و با بيان اينكه غسالي يكي از مشكل ترين شغل هاست گفت: با كسب اجازه از مراجع ديني از سال آينده شست و شوي اتوماتيك متوفا در اين آرامستان آغاز خواهد شد
.
وي هدف از اتوماتيك كردن شست و شوي متوفا را
.... »

در آرامستان اصفهان
-
بفرمائید!
- -
ببخشید از پریروز که پدر بزرگمونو آوردیم اینجا هنوز شسته نشده
!.....

- -
چند سالش بودس؟
- -
چه فرقی میکنه آقا؟

- -
آخه به ترتیب سن میشوریم. اول بزرگترها
.
- -
نود و سه سالشون بوده
.
- -
پس تأخیر فوت هم داشتن
!
- -
بله؟

- -
هیچی. عرض کونم اشکالی فنی پیش اومدس. خدمت همه صاحابمرده ها معروضم که تسمه پروانه ی دستگاه بریدس. تا ماشین راه نیفتد یدونه هم مرده نیمیشد شست
.
- -
خب با دست بشورین مثل سابق
.
- -
اهه. دیگه چی؟ مکانیزش کردیم که با دس بشوریم؟ ایولله بابا
.
- -
پس کی درست میشه؟

- -
نیمیدونم. فعلاً که مسئول خریدش رفتس سوریه
.
- -
مگه از سوریه میخرین؟

- -
نه جونم. رفتس زیارت. از اونجا که اومد میرد منچستر میخرد برمیگردد
.
- -
چند روز طول میکشه؟

- -
والله ماگزیمم فوقش از منچستر که رسید دوهفته میکشد از تهرون بیاد دفتر صنایع معادن اینجا که تحویل شهرداری بشد و مهندس بیاد نصبش کوند
.
- -
مهندس هم باید از تهران بیاد؟

- -
نه خیر دیگه. مهندس از آبادان میاد. مهندس حفاریس اما خب اینجور دستگاه هارم واردس
.
- -
تکلیف پدربزرگ ما چی میشه؟

- -
هیچی. نشسته میموند تا دستگاه راه بیفتد
.
- -
آخه این درست نیست
.
- -
چرا درست نیست؟ مگه وقتی زنده بود چند وقت به چند وقت میرفت حموم؟

- -
راه دیگه ای نداره؟

- -
نه به امامزمون. ما اجازه نداریم با دس بشوریم. حتماً باهاس اتوماتیک باشد. البته روز اول که دستگاه خراب شد ماشین موکت شور آوردیم ولی عملی نبود. ضمناً از حالا طی کنم هرشب اضافه توی سردخونه بموند اضافه چارج دارد ها
.
- -
دستگاه شما خرابه ما باهاس اضافه چارج بدیم؟

- -
میتٌتون بیمه خرابی دستگاه دارد؟

- -
نه. کسی چیزی به ما نگفت. ما هم حاضر نیستیم اضافه چارج سردخونه بدیم
.
- -
ندین. میٌتا با خودتون ببرین خونه. هروقت دستگاه درس شد خبرتون میکنیم. اصلاً بگین خودش به ما زنگ بزند
!
- -
چرا مسخره میکنی؟
!
- -
مسخره نیست. جوکس. تازه میخواستم با بابا بزرگتون یک جمله هم بسازم
.
- -
چی شد که مرده شوری مکانیزه شد؟

- -
والله. از قزوین شروع شد. کسی جرأت نمیکرد میتٌشا دس مرده شور قزوینی بدد. اینه که دستگاه سفارش دادن. دستگاه نجیبی س. اصلش مرده را پشت و رو نمیکوند. تو قزوین ساختن
!
- -
چقدر طول میده تا بشوره؟

- -
بستگی دارد چقذه پول بدین. کم بدین با دور تند میشورد در 2 دقیقه. دور معمولی هم داریم. خوب پول بدین با اسلوموشن میشورد یکدفه هم ری وایند میکوند
.
- -
چی شد که دستگاه خراب شد؟

- -
واله یک بابابزرگ دیگه آورده بودن. این کیسه که کشیده بود مرده را. وقت برگشت، گیره ی اهرم کیسه کش گیر کرده بود به دماغ میٌت؛ تسمه پروانه برید
!
- -
چرا؟

- -
میٌت رشتی بود. دستگاه در قزوین دیزاین شدس. قزوینی ها دماغشون کوفته ایس. دماغ رشتی پیش بینی نشده بود
.
- -
پس چرا تسمه پروانه اش باید از منچستر بیاد؟

- -
نیمیدونم. هروقت این دستگاه یک واشر کوچیکم میخواد یک هیئت از جمهوری اسلامی میرد به منچستر. چند تا مأمور امنیتی هم همراشونس
.
- -
شاید برای برنامه دیگه ای میرن
.
- -
نیمیدونم. من اینجا مسئول مرده شوری مکانیزه ام. اصلاً از من نشنیده بگیرین. مرگ این میٌتتون فراموش کنین چی گفتم
.
- -
یک دستگاه یدکی ندارین واسه وقتی این خراب میشه؟

- -
مرده تونو کفن کردین چیزی به کسی نگین
.
- -
زاپاس ندارین؟

- -
داریم. این خودش زاپاسس. اصلیه اصلاً از کار افتادس. مراجع دینی هم صلاح نمیدونن دوباره راه بیفته چون با استانداردهای مذهبی مغایرت داشت
.
- -
اینو شما نمیشه یک جوری تعمیرش کنی؟

- -
والله میشد. با جوراب نایلون زنانه می بندمش ولی خوب کار نمیکوند. لنگر میندازه. سطل آبو که خالی میکند روی میٌت موقع برگشتن شپلاق سطلو میکوبد توی مغز اون مرحوم
.
- -
یا مرحومه
.
- -
نه. دستگاه زنشوریمون درست کار میکوند. مال مردونه ایراد دارد
.
- -
نمیشه از همون دستگاه
...
- -
نه. معصیت دارد. میٌت از همینجا صاف میرد جهنم. بدون محاکمه و محشر
.
- -
پس هر وقت دستگاه درست شد به ما خبر بدین
.
- -
اطاعت. اما خیالتون راحت باشد. میت شما میرد به بهشت
.
- -
چطور؟

- -
آخه روز اول که آوردینش، اینقذه این دستگاه اتوماتیک سطل را توی ملاجش کوبید که میباس تمام گناهانش بخشوده شده باشه

+ نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط بهزاد |


 

تو مهتابي تو بي تابي

    تو روشن تر ز هر آبي

        تو خوبي پرز احساسي

                ولي من خسته و تنها

 

و شايد سرنوشت اينست

    و شايد سهم من اينست

و شايد ها و بايد ها .......

 

و اينک در دلم گرماي عشق توست

    که چون خورشيد هستي سوز ميماند

    که جان مي بخشد و گرمي ولي ناگاه مي ميرد

                و بعد از آن زمستاني پر از سرما

                که مي ميرد در آن هر آنچه از احساس مي رويد

    و تاريکي و تنهائي و ياد دل انگيزت

        که با خود مي برد من را به شهر آشنائي ها،به عصر هم صدائي ها

    و مي آرد به ياد من شب سرد جدائي را

و آن موسيقي غم انگيزو غم افزا

و تو با آن همه خوبي

و تو با آن صداي غرق مهجوري

 

ومن با اشک و با گريه به تو گفتم حقيقت را چنان که بود

و تو خنديدي و گفتي که حرفت عاقلانه نيست

                که حرفت در دل سنگم ندارد هيچ تاثيري

و بسيارند آنان که به من گويند دائم اين سخن ها را

و گفتي ديگرت فرصت براي هم صدائي نيست

 

وليکن بود ميدانم !

 

و من بي هيچ چون و چرا گفتم:

                        خداحافظ !خداحافظ ............

 

و تو رفتي و من ماندم در اين غربتگه ديرين

                کنار عطر ياد تو به ياد آن غم شيرين

                به سر آمد بهار ما خزان شد روزگار ما

    ومن ديدم تو را در کوچه باغ آشنايي مان

        که با ياري دگر بهار ديگري را پيش رو داري

    ومن را در زمستان غم عشقت رها کردي !

    ومن از تو بريدم چون تو را با ديگري ديدم

        و ديدم حاصل عشقم به جز ننگ تو چيزي نيست !

                پشيمان گشته ام از عشق ولي ديگر گزيري نيست

                            براي قلب عاشق هم به جز سوختن راهي نيست

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 دی1387ساعت 2:2 قبل از ظهر توسط بهزاد |


اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ‏
(السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ ؛ السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ‏ ، فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ‏ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ‏ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ‏.
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً) وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏ ، لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏.
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ، يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ‏ وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ‏ وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ‏ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ‏ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ‏ ، إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ‏ ، فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ‏ ، أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ‏
وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ‏ مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ(الْأَرَضِينَ) ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) ، اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ) اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي‏ بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‏

پس مى ‏گويى صد مرتبه‏ :

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ‏ * اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

پس مى ‏گويى صد مرتبه‏ :

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ * عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ * السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏

پس مى ‏گويى‏ :

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ‏ * اللَّهُمَّ الْعَنْ  يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

پس به سجده مى ‏روى و مى ‏گويى‏ :

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي‏ * اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏
+ نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت 0:52 قبل از ظهر توسط بهزاد |


 

خشکیده و زردم چه غم انگیز چو پاییز

گلدشت  وجودم شده گلریز چو پاییز

 در قحطی احساس دریغا که مرا نیست

هم ناله بجز مرغ شب اویز چو پاییز

 گلزار دلم بی نفس مهر تو خالی است

از نغمه ء پر شور و دل انگیز چو پاییز

 دردی که مرا ریخته در خویش صد افسوس

در چشم کسان هست چه ناچیز چو پاییز

 من مانده ام و غربت و یک داغ جگر سوز

با یک دل تنها و خزان خیز چو پاییز

+ نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط بهزاد |


                                                          «تسلیم محبوب»

کسانی هستند که به صحنه ی خونین عاشورا، با دید تعجب و حیرت می نگرند و نمی توانند این حقیقت را در فکر خود هضم کنند؛ لذا با خود این گونه می اندیشند که یعنی چه و چگونه ممکن است که جمعی از بزرگان و اندیشمندان بشری، از جای برخیزند و عالمانه و عامدانه خود و عزیزان خود را به دهانه ی مرگ بیاندازند و به کشته شدن رضایت بدهند؟ مخصوصا چگونه ممکن است که آنان زنان و کودکان خود را به چنگال اسارت بیفکنند؛ تنها برای اینکه دین خدا را در دنیا حفظ کنند و آن را از کهنه و متروک شدن نجات دهند؟ آیا این کار از نظر عقلا و خردمندان، مقبول و مورد تایید است؟

از این رو در تفسیرکار معما گونه ی امام حسین(علیه السلام) عده ای متحیر شده و ممکن است تنها فداکاری حیرت انگیز آن حضرت را به صورت یک فداکاری اخلاقی و اجتماعی ارائه دهند و آن حضرت را فقط کشته ی راه آزادی و سرور آزادی خواهان جهان معرفی نمایند. اما با بررسي دقيق تر مي توان دريافت كه هدف و انگیزه ی اصلی آن حضرت در این فداکاری، خیلی بالاتر از این مطالب بوده است. درست است که امام حسین(علیه السلام)، نهایت درجه ی حریت و آزادگی را از خود نشان داد و عالی ترین مرحله ی فداکاری اجتماعی و اخلاقی و حفظ حقوق بشری را به اثبات رسانید؛ اما حقیقت فراتر از اینهاست.

یک فرق اساسی بین مسلک مادی و مکتب الهی وجود دارد و آن، این است که مسلک مادی اصالت را برای بدن انسان قائل است و روح انسان را – که حقیقت انسان است – اصلا به حساب نمی آورد. همچنین مسلک مادی اصالت را برای همین زندگی دنیا قائل است و عالم آخرت و عالم پس از مرگ را اصلا عالم زندگی نمی داند. اما مکتب الهی اصالت را از آن روح می داند و بدن را هم مرکب موقتی برای روح بر می شمرد. به علاوه اصالت در مکتب الهی برای عالم آخرت است و دنیا گذر گاه و بازار تجارتی برای تحصیل سرمایه ی زندگی در عالم پس از مرگ است. اما سرمایه چیست؟ سرمایه نیز عبارت است از نورانیت خاصی که در روح و جان انسان پیدا می شود و از آن به نور معرفت خدا و محبت خدا تعبیر می شود. این سرمایه در اثر ممارست در عبادت و عمل به دستورات دین در روح آدمی به وجود می آید.

بر همین اساس، انگیزه ی امام حسین(علیه السلام) در این نهضت مقدس، صرفا احیای ذکر خدا و جلوه گر ساختن جمال بی مثال الهی در روح و قلب انسان و حرکت دادن عالم انسان به سوی قرب و لقا و رضوان خداوند بود. او در صحرای عرفات دل به جمالی داده بود که با  چشم گریان و دست به سوی آسمان، می گفت:

"خدایا! کور است آن چشمی که تو را حاضر بر خود نبیند و آن بنده ای که بهره ای از محبت تو در قلب خود نیابد، سر مایه ی عمر را از کف داده است. "

این سخن را در عرفات گفت و در کربلا همان را با پیکر آغشته به خونش معنا کرد! در روز عاشورا در حالیکه زبان در دهان خشکش به زحمت می چرخید، می گفت:

"ای خدای من! من جز رضا به قضای تو دادن و تسلیم امر تو بودن هدفی ندارم؛ چرا که من، معبود و محبوبی جز تو نمی شناسم."

این حقیقت معنای لا اله الا الله است که امام حسین(علیه السلام) در کربلا و در روز عاشورا آن را نشان داد...

آری! شرف و کمالی که شایسته ی شأن امام حسین(علیه السلام) است، شرف شهادت در راه احیای دین خدا و کمال روشن نگه داشتن مشعل ایمان به خدا در دل ها و ثابت نگه داشتن نام خدا بر زبان هاست. لذا امام حسین(علیه السلام) تنها، فدای خدا و شهید دین خدا است؛ نه شهید راه آزادی منهای ایمان به خدا.

(بر گرفته از جزوه ی "صفیر هدایت(هدف سید الشهدا،احیای دین خدا)"، تالیف ایت الله سید محمد ضیاءآبادی)

فرا رسیدن

ماه بندگی و آزادگی،

ماه محرم

بر شما دوست گرامی تسلیت باد

+ نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط بهزاد |


رضا ارحام صدر عصر امروز يكشنبه 24 آذر ماه در منزل مسكوني خود در شهر اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.

رضا ارحام صدر بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما ارديبهشت ماه ‌1302 در محله پاقلعه‌ بخش ‌4 اصفهان متولد شد و فعاليت هنري خود را از سال ‌1326 و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي‌شود.

او همچنين در سال ‌1336 با فيلم «شب نشيني در جهنم» وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايي چون «علي واكسي»، «ستاره‌اي چشمك زد»، «مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردي» بازي كرد.

از نمايشهاي او نيز مي‌توان به «رفيق‌ناجنس»، «بوقلمون‌ها»، «كدام يك از دو»، «دلقك‌ها»،«وادنگ»، «خروس بي‌محل» و... اشاره كرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌ صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»

محمدعلي كشاورز زماني رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران خوانده بود و اظهار داشت:‌اين بازيگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تاثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است.

روحش شاد....

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط بهزاد |


 

رفیقان میروند نوبت به نوبت ... وای آن ساعت که نوبت وامن آیو

خسرو شکیبایی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون بامداد جمعه 28 تیر، دار فانی را وداع گفت. خسرو شكيبايي که مدت ها از عارضه سرطان کبد رنج می‌برد، ساعت 4 بامداد 28 تیر در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال 1342 با بازیگری تئاتر آغاز کرد. وی نخستین بار در سال 1353در فیلم کوتاه و 16 میلیمتری "کتیبه" به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. خسرو شکیبایی در هشتمین و سیزدهمين جشنواره فیلم فجر بدلیل بازی در فیلم‌های هامون و کیمیا سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را دریافت کرد.

+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط بهزاد |